الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
933
علل الشرايع ( فارسي )
داشت ، و آن نپذيرفت ، آن آب را بر زمين براى هفت روز جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت ، سپس آب را برد و پس از آن مقدارى از گل روى آن زمين را برداشت و از آن طاغيان و پيشوايانشان را آفريد ، بعد با ته نشين گل شما آن را ممزوج كرد و اگر گل آنها را به حال خود مىگذاشت و با گل شما ممزوج نمىكرد شهادتين اصلا به زبان جارى نمىكردند ، نماز نمىخواندند ، روزه نمىگرفتند ، زكات نمىدادند ، حجّ بجا نمىآوردند ، و امانت را به صاحبش رد نمىنمودند و در صورت اصلا شباهتى به شما نداشتند و هيچ چيز گرانتر و سختتر بر مؤمن از اين نيست كه دشمنش را به صورت خود ببيند . عرض كردم : اى فرزند رسول خدا با اين دو گل چه شد ؟ فرمود : اين دو را با آب اوّل ( آب شيرين و گوارا ) و دوّم ( آب شور بدمزه و متعفّن ) با هم ممزوج كردند بعد آن گل را ماليد مثل ماليدن پوست پس از آن يك مشت از آن را برداشت و فرمود اين به طرف بهشت باشد و باكى نيست ، بعد مشتى ديگر برداشت و فرمود : اين به طرف آتش و دوزخ باشد و باكى ندارم ، پس از آن آن دو را مخلوط نمود پس از سنخ مؤمن واقع شد و طينت آن را بر سنخ كافر بود و نيز از سنخ كافر واقع شد و طينت آن بر سنخ مؤمن بود ، پس آنچه از شيعيان ما مىبينى از قبيل : زنا ، لواط ، ترك نماز ، ترك روزه ، ترك حجّ ، ترك جهاد ، خيانت يا كبيره اى از كبائر بدان كه ناشى است از طينت و عنصر ناصب كه با طينت مؤمن ممزوج گرديده و طينت ناصبى مقتضى اكتساب مآثم و فواحش و كبائر مىباشد . و آنچه از ناصبى مشاهده مىكنى از قبيل : مواظبت بر نماز ، روزه ، زكات ، حجّ ، جهاد و ابواب خير ناشى از طينت مؤمن است كه با طينت ناصبى ممزوج شده و طينت مؤمن مقتضى اكتساب حسنات و به كار گرفتن اسباب خير و اجتناب از مآثم مىباشد . بارى وقتى اين اعمال بر حق تبارك و تعالى عرضه شد فرمود : من عادل بوده ، جور و ستم نمىكنم ، منصف هستم ظلم را روا نمىدارم ، حاكم بوده در حكم خود جور نكرده و از صواب ميل به خطاء ننموده و از حق و واقع دور نمىشوم ، اعمال زشت را كه مؤمن را مرتكب شده ملحق به سنخ ناصب و طينتش كنيد و اعمال حسنه و پسنديده را كه ناصبى كسب نموده به سنخ مؤمن و طينت وى ملح سازيد .